ربط و بی ربط ...

کن رابینسون :

رایج است که آموزش را به یک کلید تشبیه می‌کنند؛

کلید دری که رو به سوی آینده باز می‌شود.

اما نباید فراموش کنیم که هر کلیدی در دو جهت می‌چرخد.

اگر آن را به سمت نادرستی بچرخانیم،

در را قفل می‌کند و نه‌تنها مسیر آینده،

که گاه راه دسترسی به داشته‌های فعلی‌مان را نیز می‌بندد

جمله ی بالا حاوی نکته ی بسیار مهمی است. آموزش و یادگیری اگرچه در ذات خود مطلوب و ارزشمند است اما هر اطلاعاتی و یا یادگیری هم لزوماً موجب رشد و شکوفایی ما نخواهند شد. شاید سال ها وقتمان به علت خواندن یک کتاب بی ربط به اهدافمان هدر داده ایم و بعد از گذشت چندین سال سراغ کتابی که می بایست در همان سالها قبل می خواندیم رفته ایم. این یعنی نادرست چرخاندن کلید آموزش. هرچند نباید این موضوع را از نظر دور داشت که کن رابینسون بیشتر در حوزه تعلیم و تربیت نظریه پردازی می کنند و شاید مثال های مربوط به آموزش و پرورشی بیشتر گویای آن باشند؛ اما به نظر من ما انسان ها در حال آموزش دادن دائمی به خودمان هستیم و با زیرورو کردن تجارب روزانه و تجارب انباشته شده در حافظه به خودمان بایدها و نبایدها را گوشزد می کنیم.

آموزش اگر اصولی و هدفمند نباشد و با آگاهی برنامه ریزی نشود می تواند خود تبدیل به سد راه یادگیری های بعدی شود. ما گرایش عجیب و شدیدی به سوگیری داریم و کافی است اطلاعاتی ناقص و یا غلط را باور کنیم در آن وقت اصلاح و تغییر کار سختی خواهد بود.

باید بارمان را سبک تر کنیم.

سبک کردن بار یعنی تمام کردن سردرگمی در میان هزاران هدف و خواسته؛ یعنی تمام کردن این شاخه و آن شاخه شدن ها. سبک کردن بار یعنی به یک دیدگاه مشخص و واضح و منطقی برای ادامه زندگی و چگونگی صرف کردن بقیه عمر، رسیدن. و برای رسیدن به آن باید ولنگارانه در دنیای یادگیری و آموزش چرخ نزد بلکه باید به این شکل رفتار نمود:

الف) تعیین یک هدف اصلی و صرف کردن بخش زیاد وقت و سرمایه و استعداد در آن

ب) در نظر گرفتن سهمی کوچک برای برخی از وسوسه ها که می توانند به زندگی ما غنا ببخشند.


یکی از ضرب المثل های جالب و باارزش را همه شنیده ایم که می گوید: همه کاره و هیچ کاره! نیاکان ما نیز در بستر تاریخ به این نتیجه رسیده اند که فردی که وقتش را صرف همه چیز کرده است در آخر به هیچ چیزی هم نخواهد رسید. تخصصی شدن عاملی نیرومند برای ساختن تمدن مدرن بوده است و بسیاری از افراد موفق دنیا به بکارگیری آن در زندگی فردی خودشان توانسته اند به قله های رشد و توسعه ی فردی دست یابند. در اطراف ما هستند افرادی که در کارشان چنان اعتباری کسب کرده اند که در هنگام نیاز سریعاً به آنها مراجعه می کنیم، اگر به راز این موفقیت آنها دقت کنید می بینید آنها در کار و تخصص شان دارای معلومات و کفایت بالایی هستند چون به آن حرفه با جدیت و صرف اکثر زمانشان پرداخته اند.

/ 0 نظر / 49 بازدید