مشاهده یا ارزیابی 2 ...

صدای بلندش تمام فضای اتوبوس را پر کرده است، خنده های گاه و بیگاهش مانند مته درون مغز فرو می رود. این مکالمه انگار تمامی ندارد. احساس بالارفتن فشارخون همراه با دندان های به هم ساییده شده وضعیت درونی را بغرنج تر می کند....


با این نوع تجارب که به صورت فرضی در بالا به آن اشاره شد هر روز مواجه می شویم. فرقی هم ندارد که در یک مکان عمومی باشد یا در ماشین یا جلوی تلویزیون... ما ایرانیان هر روز با حملات شدید عصبانیت زندگی می کنیم. گاه این عصبانیت ها خود را نشان می دهد و خیلی وقتها در درون ما جمع می شوند و به قلب و مغز و کلیه و.. ما رحم نمی کنند. اگر افرادی که دارای بیماری های قلبی هستند را دیدید کمی از میزان و شیوه ی عصبانیت آنها پرس و جو کنید حتماً آنها را افرادی با مشکل در کنترل عصبانیت و پرخاشگری خواهید یافت.

نمی دانم ما مردم با این شدت و حدت از عصبانیت قرار است چه بلاهای دیگری را بر سر خودمان و اطرافیانمان بیاوریم اما نتیجه قطعاً ناخوشایند و شاید غیرقابل جبران خواهد بود.


با توجه به این مقدمه ی بلند می توانیم از مهارتی که در پست قبلی هم به آن اشاره شده استفاده کرد. در این شرایط باید از مهارت تفکیک مشاهده از ارزیابی برخوردار باشیم. وقتی شما با راننده ای بی مسئولیت روبرو هستید دو راه دارید: یا اینکه فقط به مشاهده ی رفتار او بپردازید و مانند دوربین فیلمبرداری فقط شاهد ماجرا باشید یا اینکه به ارزیابی او پرداخته و فحش و ناسزاهای جانانه ای را شامل حال او کنید و اعصاب خودتان و سایر سرنشینان را به هم بریزید و هیچ چیزی هم عایدتان نشود!

به نظر می رسد برای اینکه از ارزیابی کردن خود و دیگران رهایی یابیم در قدم اول باید نسبت به رفتار خودمان آگاهی داشته باشیم و با رصد کردن خود بدانیم که آیا در حال ارزیابی هستم یا مشاهده! خودآگاهی می تواند روند عادات ما را به سمت مشاهده گر بودن هدایت کند.




در اینجا باید خوانندگان عزیز را به کتاب ارتباط بدون خشونت،زبان زندگی از مارشال روزنبرگ که توسط نشر اختران به چاپ رسیده است ارجاع دهم که این موضوع را خیلی بهتر مطرح کرده است.

/ 1 نظر / 24 بازدید