فهمیدن..

وقتی با نویسنده‌ای مواجه شدید که واقعاً حرفی برای گفتن به شما دارد

هر چه را هر جا نوشته بیابید و بخوانید.

این شیوه در مقایسه با پراکنده‌خوانی از اینجا و آنجا، عمیق‌تر و اثرگذارتر است.

پس از خواندن تمام نوشته‌های آن نویسنده،

به سراغ نوشته‌های کسانی بروید که روی آن نویسنده تأثیرگذار بوده‌اند؛

یا آن‌ها که نوشته‌ها و گفتارشان به کارهای او ربط دارد.

با این شیوه، آجر به آجر دنیای شما به شکل حیرت انگیزی روی هم بنا می‌شود.

جوزف کمبل

جمله ای که در بالا نقل کرده ام را باید با جدیت خواند و بر روی آن عمیق تر فکر کرد. متاسفانه پراکنده خوانی و در طی سالهای اخیر خلاصه خوانی و زود رد شدن آفتی بزرگ بر سر راه درک و فهمی ژرف شده اند. نمی دانم در حال حاضر چند نفر را می توان پیدا کرد که کتابی را سه، چهاربار و یا حتی بیشتر خوانده باشد (البته منظورم کتاب های درسی نیست!! هر چند در آن هم کمی باید شک کرد) و در آخر با یک تحول و تاثیر عمیق از این ماجرا برایتان تعریف کند. در این جاهاست که سوالب همیشگی سربرمی آورد و آن این است که: هدف از مطالعه چیست؟ و یا بهتر بگویم مطالعه در این روزگار در خدمت چه هدفی است و چه نیازی را برطرف می کند؟

نمی خواهم نظر قاطعی بدهم؛ شاید مطالعه هنوز هم برای ارتقای روحی و بالندگی کاربرد دارد. شاید هنوز دانایی دردی شورانگیز باشد. اما نمی توانیم انکار کنیم خیل عظیمی از کتاب خوان ها را که برای اینکه باید ارایه ای بدهند یا خودی نشان بدهند نیز به سمت کتاب کشیده می شوند. به قول بعضی ها باید از کتاب خوانی پول دربیاوری وگرنه ول معطلی!

در هر حال اگر می خوانیم درست و عمیق بخوانیم و هر از گاهی هم فقط محض دل خودمان بخوانیم.


/ 0 نظر / 26 بازدید